می 20, 2024

[ad_1]

به گزارش رکنا، رسیدگی به این پرونده از یکسال قبل با ناپدید شدن مرد ۳۷ ساله ای به نام بهنام آغاز شد.

 مادر وی که به پلیس آگاهی رفته بود گفت: پسرم ۱۴ سال است که ازدواج کرده و صاحب یک دختر است. او چند روز است ناپدید شده و عروسم می‌گوید او به کشور امارات مهاجرت کرده و قرار نیست دیگر به ایران برگردد. اوایل پسرم از یک خط موبایل خارجی برایم پیامک ارسال می کرد. اما هر بار ما با او تماس تصویری می گیرم پاسخ نمی داد و من نگران او هستم. من به حرف های عروسم مشکوکم و می ترسم بلایی سر پسرم آمده باشد.

 به دنبال اظهارات زن سالخورده تلاش برای به دست آمدن سرنخی از سرنوشت بهنام که در پیج های اینستاگرامی فعالیت داشت آغاز شد.

 مأموران در نخستین گام از بررسی‌ها به همسر ۲۹ ساله وی به نام سمیرا مشکوک شدند .سمیرا که بلاگر بود و فالوو های زیادی داشت مدعی بود همسرش به امارات مهاجرت کرده است.

اظهارات شاهد کوچولو رازگشای جنایت فجیع

در این میان پرس و جو از دختر 6 ساله این زوج تحقیقات را وارد مرحله تازه ای کرد.

دختر خردسال گفت : مادرش شبانه با همدستی یک مرد غریبه پدرش را کشته و وی شاهد ماجرا بوده است.

با اظهارات شاهد کوچولو سمیرا به  قتل شوهرش با همدستی یک مرد بلاگر به نام آریا اعتراف کرد.

زن جوان گفت : من و همسرم ۱۴ سال بود که با هم زندگی می کردیم و صاحب یک دختر بودیم. همسرم با اینکه ورزشکار بود اما به قرص‌های ترامادول اعتیاد داشت و همیشه من و دخترم را اذیت میکرد. من از طریق اینستاگرام و پیج های تبلیغاتی درآمد داشتم. تا اینکه یک روز با یک بلاگر که خودش را سحر معرفی کرده بود آشنا شدم و از  بدرفتاری های شوهرم گلایه کردم. پس از مدتی رابطه من و سحر نزدیک شد و من او را ملاقات کردم و فهمیدم او یک مرد به نام آریاست که خودش را زن معرفی کرده بود. من از زندگی شخصی ام به او گفتم و برای ادب کردن شوهرم از او کمک خواستم.

 این زن ادامه داد: آریا در قالب پیج مدلینگ کودک با شوهرم که او هم بلاگر بود طرح دوستی ریخت و یک روز به خانه‌مان آمد و قرص های خواب آوری را که از قبل تهیه کرده بود به شوهرم خوراند. وقتی شوهرم به خواب عمیق رفت من و آریا دست و پای او را بستیم. می‌خواستیم او را آرایش کنیم و از او فیلم بگیریم و او را تهدید کنیم تا دست از اذیت و آزار من و دخترم بردارد. من میخواستم شوهرم را تهدید کنم اگر بار دیگر من و دخترم را کتک بزند فیلم‌ها را در اینستاگرام پخش کنم و آبرویش را ببرم. اما در حین فیلمبرداری یکباره شوهرم بیدار شد و آریا ناچار او را با با چاقو زد و گریخت.

 با اطلاعاتی که این زن به پلیس داده بود آریا ۳۵ ساله که چند سابقه کیفری در پرونده اش داشت ردیابی و بازداشت شد.

 مرد بلاگر به قتل اعتراف کرد و گفت همراه با سمیرا پس از قتل جسد را در بیابان های حاشیه تهران در یک سایت زباله به آتش کشیده است.

اظهارات ضد و نقیض زن و مرد بلاگر

  در بازجویی‌های بعدی آریا گفت  سمیرا دستور قتل شوهرش را صادر کرده و در قتل به او کمک کرده بود. اما در بازجویی‌های بعدی اعترافات تازه ای را مطرح کرد و گفت: زن جوان در قتل شوهرش دستی نداشته است و بی گناه است.

 وی گفت: ما اصلا قرار  قتل نداشتیم . چون بهنام یکباره از خواب بیدار شد از ترسم با چاقو او  را زدم. سپس به خانه خاله ام رفتم و ویلچر پسرخاله معلولم را قرض گرفتم .من جسد را روی ویلچر گذاشتم و سپس سوار ماشین کردم و آن را در حاشیه تهران به آتش کشیدم. سمیرا در این ماجرا دستی نداشت.

  سمیرا نیز مدعی شد قتل شوهرش یکباره رخ داده و برنامه ریزی برای قتل او نداشته و بی گناه است.

به دنبال  کشف آثار خون در خانه و خودرو قربانی و بازسازی صحنه جرم برای آریا به اتهام قتل و برای سمیرا به اتهام معاونت در جنایت کیفرخواست صادر و پرونده شان به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

نخستین دادگاه

در ابتدای نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و از طرف دختر خردسال قربانی درخواست دیه را مطرح کرد.

سپس مادر بهنام روبه روی قضات ایستاد و گفت :من برای عاملان قتل پسرم قصاص می‌خواهم. عروسم به من گفته بود پسرم در تصادف رانندگی یک نفر را کشته و به اجبار به کشور امارات مهاجرت کرده است. او ۵ ماه ما را فریب داد تا اینکه با حرف‌های نوه‌ام به سمیرا مشکوک شدیم و از پلیس کمک گرفتیم .با گذشت دو سال از این ماجرا پلیس هیچ اثری از جسد پسرم کشف نکرده است. عروسم بقایای جسد سوخته پسرم را هم از بین برد تا راز قتل پنهان باقی بماند. من حاضر به گذشت نیستم و تقاضای قصاص دارم.

سپس دختر خردسال قربانی روبه روی قضات ایستاد و اظهارات عجیبی را مطرح کرد.

شاهد کوچولو گفت : من همراه مادرم و مرد غریبه به پارک رفته بودیم اما وقتی به خانه برگشتیم پدرم در خواب بود مادرم و مرد غریبه دهان پدرم را با چسب بستند  و مادرم با دست‌هایش پدرم را خفه کرد.

این دختر که ترس در چشمانش موج می‌زد ادامه داد: آنها پدرم را روی ویلچر گذاشتند و حتی مرد همسایه ما را مقابل در خانه دید. ما با هم به بیابان رفتیم و انها آنجا با هم آتش روشن کردند. در این مدت مادرم گفته بود حق ندارم در اینباره به کسی حرفی بزنم او مرا تهدید می‌کرد.

سپس آریا در جایگاه متهم ایستاد و منکر قتل شد.

وی گفت:من مدل بودم که با بهنام و همسرش آشنا شدم. سمیرا با من درد و دل می کردو می‌گفت شوهرش او و بچه‌اش را به بهانه‌های مختلف کتک می‌زند. او می‌خواست شوهرش را ادب کند.به همین خاطر پیشنهاد داد تا  شبانه به خانه‌شان بروم .وقتی بهنام بیهوش بود ما او را آرایش و لباس‌های زنانه به تنش کردیم و از او عکس گرفتیم .سمیرا می‌گفت اگر بار دیگر بهنام او و دخترش را کتک بزند عکس‌ها را در اینستاگرام پخش می‌کند و آبرویش را می‌برد اما همان موقع  بهنام یکباره از خواب بیدار شد  و سمیرا با ضربه‌های چاقو او را کشت.

این مرد ادامه داد: من قبلاً به خاطر سمیرا قتل گردن گرفته بودم اما حالا حقیقت را می گویدم. او قاتل است.

این متهم درباره حمل جسد توضیح داد: بعد از قتل من به خانه خاله ام رفتم و ویلچر پسرخاله ام را گرفتم .ما جسد را روی آن گذاشتیم و هنگامی که می‌خواستیم آن را از خانه بیرون ببریم مرد همسایه ما را دید. سمیرا گفت بهنام مشروب خورده و حالش بد شده و ما می‌خواهیم او را به بیمارستان برسانیم .ما جسد را به بیابان‌های حاشیه تهران بردیم و سمیرا با ریختن بنزین آن را آتش زد. ساعتی بعد بقایای جسد را جمع کرد و آنها را در رودخانه‌ای ریخت و ما به خانه برگشتیم.

سپس سمیرا روبه روی قضات ایستاد و اظهارات قبلی‌اش را تکرار کرد .

وی گفت: من به شوهرم قرص خواب آور خوراندم تا بتوانم از او عکس و فیلم بگیرم. من می‌خواستم او را تهدید کنم اگر بار دیگر مرا کتک بزند آبرویش را ببرم.ولی او یکباره از خواب بیدار شد و اریا او را کشت. من در قتل و سوزاندن جسد دستی نداشتم. ما جسد را به بیابان بردیم و من دخترم در ماشین نشتیم. آریا به تنهایی جسد را سوزاند.

 سپس وکیل اولیای دم برخاست و گفت : شواهد زیادی علیه سمیرا وجود دارد که نشان می‌دهد وی در قتل شوهرش دست داشته است. از این رو تقاضا دارم تا عنوان اتهامی وی از معاونت به  قتل به مشارکت  در جنایت تغییر یابد.

سپس قضات ادامه جلسه را به روزهای آینده موکول کردند.

آخرین دفاع

در دومین جلسه رسیدگی به این پرونده اولیای دم بار دیگر بر صدور حکم قصاص اصرار کردند.

سپس بهنام برای آخرین دفاع روبه روی قضات ایستاد و گفت: باور کنید من در قتل دستی نداشتم و به خاطر سمیرا قتل را گردن گرفتم. من حقیقت را می گویم. سمیرا به تنهایی شوهرش را کشت و این موضوع را حتی دختر خردسال او هم تایید می کند. من از سر دلسوزی در بازجویی حرف هایی زدم و خودم را گرفتار کردم.اما حالا می گویم فقط در حمل جنازه به سمیرا کمک کردم.

وقتی سمیرا در جایگاه ویژه ایستاد اظهارات قبلی اش را تکرار کرد و گفت: من قاتل شوهرم نیستم.وقتی شوهرم از خواب بیدار شد بهنام ترسید و او را کشت و من از ترسم ناچار شدم به او در حمل جسد کمک کنم.من دستور قتل شوهرم را نداده بودم.

وی در پاسخ به سوال قاضی درباره اینکه چرا آثار خون را از بین بردی؟

گفت: من آثار خون را پاک نکردم و نمی دانم آثار خونی که کارشناسان تشخیص هویت آن را کشف کردند متعلق به چه کسی بوده است.

با آخرین دفاع متهمان قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *