آوریل 22, 2024

به گزارش رکنا، روز چهارشنبه 11 بهمن، چهل و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در آخرین روز خود میزبان 11 اثر در بخش صحنه‌ای و 9 اثر در بخش خیابانی بود. نمایش هیدن به کارگردانی کوروش شاهونه از تهران با مدت‌ زمان 70 دقیقه در 2 نوبت 16:30 و 18:30 در سالن قشقایی تئاتر شهر به اجرا در آمد. خالی از لطف ندیدیم که با کارگردان این اثر نمایشی گپ و گفتی را داشته باشیم که در ادامه می توانید بخوانید.

جناب آقای شاهونه، دغدغه اصلی شما به عنوان کارگردان تئاتر چیست؟

با سلام خدمت شما و تمام مخاطبانی که این مصاحبه را می خوانند؛ در وهله اول باید بگویم که همیشه در جایگاه نویسنده یا بهتر اگر بخواهم بگویم طراح، به یک مبحثی فکر می کنم که در زیست زندگانی ما تاثیرگذار باشد یا در اطراف مان در بین کسانی که دارند با ما زیست می کنند فی الواقع این طرح بتواند برایشان طرح مسئله کند و سوالی را از آنها بپرسد و هرازگاهی بتواند یادآوری به آنها باشد یا مسئله ای را بتواند برایشان جواب دهد؛ این از دغدغه من به عنوان مسئله ای که در کاراکتر یک نویسنده یا کارگردان به سمتش حرکت می کنم که چرا اصلا ما باید در وهله اول تئاتر کار کنیم یا تئاتر کار کردن ما چه الزامی دارد جدا از جشنواره و همه چیز.

چه شد که به فکر اجرای نمایشی با موضوع جالب و بسیار عمیق هیدن افتادید؟

من بعد از نمایش مانستر همراه با ریحانه رضی همسرم که نویسنده هیدن هم بوده است ساعت ها و روزها و ماه ها به این فکر کردیم که چرا ما باید بعد از مانستر تئاتر کار کنیم و چه تئاتری کار کنیم که بتواند تاثیرگذار باشد و بتواند علاوه بر اینکه تاثیری را به همراه خود داشته باشد مخاطب را هم با خود به سالن بیاورد و دارای کیفیت باشد. بنابراین من به یک طرح سه خطی رسیدم و این طرح را یادم می آید که ساعت 4 صبح با همسرم که خواب بود مطرح کردم و از فردای آن روز باهم مشترکا شروع کردیم به نگارش که بخش عمده ای از نگارش نمایشنامه بر عهده ریحانه رضی بود که واقعیت این است که اگر پرداخت ها و جزئیاتی را که ایشان به نمایش اضافه کرد حضور نمی داشت به راستی حق مطلب در هیدن ادا نمی شد که خب با هم نمایش را جلو بردیم و پروسه نگارش نمایشنامه ما حدودا یک سال زمان برد که توانستیم به نمایشنامه هیدن برسیم.

فلسفه هیدن چه بود؟

واقعیت این است که بنا به خاستگاهی که ما به طور مشترک از نمایش داشتیم قبل از اینکه بخواهیم تمرینات نمایش را شروع کنیم عرفش این بود که همراه هم شروع کردیم به طرح هایی که داشتیم و طراحی هایی که می خواستیم و ما رسیدیم به یک یک خطی از هیدن که حتی چشم های بینایی که حقیقت را کتمان می کنند نابینا هستند. واقعیتش فلسفه و اندیشه هیدن جدا از جهان انتلکتی (روشنفکری) برای ما خیلی دغدغه بود که تئاتر جای اندیشه کردن است در کنار لذت بردن بصری و تفریحی و در تمام دنیا اینطور است. من همیشه به بازیگران یا طراحانی که با آنها کار می کنم می گویم که در دنیا عرف بر این است که سینما از تئاتر وام می گیرد و تئاتر یک هنر اول و درخشان است. اعتقاد من این است که حتی با حضور هوش مصنوعی که دارد دنیا را تحت تاثیر خودش قرار می دهد خیلی کمتر می تواند در تئاتر حضور داشته باشد و اگر هوش مصنوعی یا ابزارهای آن در تئاتر حضور پیدا کند باز خودش ابزاری است برای هنرمند تئاتر؛ هیچ وقت نمی تواند جای بازیگر و اندیشه و عواملی که برای حضور و لمس کردن لحظه به لحظه شان با مخاطب تلاش می کنند را بگیرد.

تیم نمایش هیدن را معرفی می کنید؟

ما حقیقتا خیلی بازیگر و طراح را برای نمایش هیدن دیدیم که درنهایت رسیدیم به تیم حمید رحیمی، عطا عمرانی و فرناز مردی، آیت بی غم که نزدیک به یک سال مداوم روزی 6 تا 7 ساعت تمرین با تمرکز و با پلان را داشتیم. چون من اعتقاد دارم کارگردان قبل از حضور در پلاتو باید به یک جهانی از نمایش خود اشراف داشته باشد و بداند که قرار است در پلاتو چه کاری را انجام دهد؛ چون بازیگر ابزار دست کارگردان نیست یا بازیگر کارگردان نیست.

دنیای کارگردانی را در تئاتر کشورمان چطور می بینید؟

متاسفانه چیزی عرف شده است در جهان کارگردانی که هرازگاهی به نظر من از روی بی سوادی رخ می دهد و آن این است که من دخالت نمی کنم در کار شما و خودتان کار را ببندید! خب اگر قرار است خود شما کار را ببندید پس حضور شما به عنوان کارگردان چه کارایی دارد؟ بله؛ با اشراف بر این وجه می گویم که بازیگر کارشناس است در حیطه کاری خودش و موظف است که همراه خودش اطلاعات و دانش را برای آن نمایش بیاورد ولی نه اینکه بازیگران و گروه بازیگران کار را ببندند! چون دیدم خیلی مرسوم شده است که خب؛ بچه ها ما خودمان کار را می بندیم و من نمی خواهم در کار شما دخالت کنم. نه؛ نمی خواهم در کار شما دخالت کنم هم باید یک فلسفه و خروجی داشته باشد؛ در غیر این صورت حضور کارگردان چه دلیلی دارد؟

به عنوان کارگردان هیدن آیا به هدف تان رسیدید؟

در وجه کارگردانی هیدن همیشه اعتقاد داشتم که ما باید قدمی رو به جلو برداریم. قدم رو به جلوی من در شیوه کارگردانی و سبک کارگردانی اجرای هیدن شیوه اجرایی مولتی مدیا را انتخاب کردم (تئاتر چند رسانه ای) که به واسطه 2 ال ای دی در جلوی نمایشم که در اصل تمثیل چشم های نداشته زن نابینا بود در جهان نمایش هیدن بخش هایی از نمایش را که ما آنها را نمی دیدیم روی صحنه مثل راهرو و اتاق خواب ها به واسطه زاویه دوربین مداربسته پخش می کردم که در کارگردانی و شیوه کارگردانی که برایش انتخاب کرده بودم (جهان مولتی مدیا) ارتباط مستقیم با جهان و ساختار متنم داشت که یک جایی نقطه تلاقی داشت در دقیقه 45 که خانم نابینا که در خانه خودش به او خیانت می شود به مرد اورژانسی می گوید؛ می شود این دوربین ها را چک کنید و به من بگویید که در خانه من چه اتفاقی می افتد؟

یعنی زن نابینا که در جهان نمایش در خانه خودش دوربین مخفی و مدار بسته به کار گذاشته و در جهان کارگردانی تماشاگر دارد این راهروها و 2 تا دوربین و اتاق خواب را می بیند و مرتب در حال سوال از خودش است که این بخش های خانه که برای من پخش می شود  دلیلش چیست؟ در دقیقه 45 درام به تماشاگر جواب داده می شود و اینجا دغدغه من بود که اگر قرار است من شیوه مولتی مدیا را در کارگردانی خودم لحاظ کنم آیا صرفا باید برایم جهت بصری داشته باشد یا نه؛ کارآیی و کاربرد داشته باشد؟ چون من اعتقاد دارم که ما هر وقت به سمت انتخاب شیوه اجرایی در کارگردانی می رویم حتما باید برایش جواب داشته باشیم و کاربردش را در جهان نمایش خودمان بدانیم وگرنه صرفا می شود یک استفاده ای که تو دلیلش را نمی دانی یا می تواند یک کلاژ باشد که این روزها کم نمی بینیم یا اینکه فقط جهت زیبایی شناسی باشد که وقتی کاربردی نداشته باشد الکن می ماند و جهان نمایش شکل نمی گیرد؛ برای همین است که می گویم کارگردان جدا از اینکه خودش نویسنده یا طراح باشد قبل از اینکه برود در پلاتو باید به جهان کاری خودش اشراف داشته باشد.

ما شاهد بازی درخشانی از ریحانه رضی در نمایش هیدن بوده ایم؛ درباره نقش ایشان برایمان کمی توضیح می دهید؟

خب در مبحث کارگردانی به شدت تجربه خوبی بود و ما 190 شب اجرا رفتیم برای هیدن و 60 هزار مخاطب داشتیم. بدون این کلمه چهره که به زبان می آورند بازیگران ما در ژانر و مکتب داشتند حرکت می کردند و واقعا تشکر ویژه می کنم از بازیگر درخشانم خانم ریحانه رضی که به جرات می توانم بگویم کاری را روی صحنه داشت انجام می داد که انجام دادنش برای هر بازیگری وجود ندارد. به شدت استثناها می توانند انجام بدهند این کار را. به واسطه اینکه 180 دقیقه راکورد حفظ کردن چشم یک نابینایی که شما حتما باید اجرا را ببینید که بدانید دارم راجع به چه اتفاقی حرف می زنم؛ به شدت کار سختی است یا از آن طرف حمید رحیمی که در ژانر حرکت می کند و یا دوست عزیزم عطا عمرانی و مجموع بازیگرها که به واسطه یک سال ممارست و تمرین به اینجا رسیدند. حتی می توانم بگویم ما یک شب هایی پشت صحنه های بسیار طاقت فرسایی داشتیم در بخش بازیگرها؛ بعد از 190 شب اجرا که به دهان 190 شب اجراست و واقعا کار مشکلی است در گروهداری و حضور بازیگران روی صحنه و ….  واقعا نمایش هیدن تجربه به شدت جذابی بود بعد از نمایش مانستر و فکر می کنم اگر در این کار ریحانه رضی به عنوان طراح و نویسنده و مشاور در کنار من حضور نمی داشت برای من این کار صد درصد نشدنی بود.

ریحانه رضی بازیگر هیدن

نقش طراحی صحنه و طراحی لباس را چقدر در موفق بودن یک تئاتر موثر می دانید؟

اگر درباره طراحی ها بخواهم بگویم ما یک طراح لباس داشتیم و طراح پوستر و بروشور نمایش که ریحانه رضی بود. باز برمی گردیم به آن پروسه نگارشی که در منزل انجام می دادیم. ما یک تایتل داشتیم؛ چشم های بینایی که حقیقت را کتمان می کنند نابینا هستند. فی الواقع طراحی صحنه، لباس، پوستر، نور و همه این عنصرهایی که در نمایش به شدت مهم هستند باید گام به گام در کنار هم حرکت می کردند که در مبحث صحنه بر عهده خودم بود، در طراحی لباس و پوستر و بروشور بر عهده ریحانه رضی.

ما برای نورمان از روز اول بار صحنه مان و همه اینها پلان داشتیم و می دانستیم که همه این عنصرها چه اندازه و به چه میزانی باید جلو بروند؛ حتی با خط کش برای اندازه گیری آن در مبحث کارگردانی پلان داشتیم که چگونه باید جلو بروند. اینگونه نبود که ما یک چیزی را ببریم در دل تمرین و حالا ببینیم چه اتفاقی می افتد؟ چه معجزه ای می شود؟ کی با خودش چه باری از کیفیت را می آورد؟

نه تنها در هیدن بلکه در نمایش بعدی من خونه مادربزرگه نیز بر این موضوع اشراف دارم که تاحدودی حداقل 70 درصد از تصویر نمایش بعدی ام را در ذهنم می بینم؛ اگر نبینم احساس می کنم دارم کار غلطی می کنم یا حداقل در آن بازه زمانی سراغ آن نمایش نمی روم.

خودتان هم برگزیده بخش کارگردانی شدید؛ آیا این اتفاق برای اولین بار افتاد برایتان در جشنواره یا خیر؟

بله، من خوشحالم که توانستم در چهل و دومین دوره جشنواره تئاتر فجر حضور داشته باشم. طبیعتا کارگردان هایی که همگی صاحب اسم و رسم هستند در مقوله تئاتر در مملکت ما همه در این جشنواره حضور داشتند؛ چه از بازیگران مان و چه از کارگردانان مان و توانستم به لطف هیات داوران و دوستان عزیزی که نمایش ما را دیدند برنده شوم که در اصل برنده بودن برای من این 190 شب اجرای عمومی است که داشتم. یادداشت دکتر مسعود دلخواه، یادداشت بهروز غریب پور، یادداشت دکتر مختاباد، یادداشت دکتر مهدی نصیری و یادداشت منتقدان محمدحسن خدایی، امید طاهری و تمام عزیزانی که در این 190 شب کنار ما بودند و برای ما یادداشت نوشتند و مطلب و تیم اجرایی نمایش هیدن است که اعتقاد دارم جدا از اندیشه و فلسفه یک نمایش که به عهده کارگردان و نویسنده است احتیاج برای تئاتر یک کار گروهی است و ما به یک گروه درخشان احتیاج داریم و فکر می کنم تمام بچه های گروه هیدن درخشان بودند.

کمی از تجربه همکاری با عوامل نمایش هیدن مانند آهنگساز آن بگویید.

در نمایش هیدن سعی کردم عنصرهایی که در تئاتر وجود دارد مثل طراحی نور، طراحی صدا و آهنگسازی که در خدمت نوید دیوان بودم را به درستی بچینم و می توانم نویدی به نوید دیوان بدهم که در مبحث طراحی صدا و آهنگسازی در آینده بسیار از حضور وی استفاده می شود و این اسم به گوش افراد زیاد می رسد. نوید دیوان به شدت یک استعداد و نابغه است در کار خودش که این خوشحالی را داشتم که توانستم برای دومین بار در هیدن با نوید همکاری کنم. سال گذشته نوید دیوان در جشنواره کن با فیلم آیه های زمینی حضور داشت. به شدت آهنگساز درجه یکی است. کارش در آهنگسازی مبحث پژوهشی دارد و فقط صرفا آهنگساز نیست. روی مبحث تلفیق صداهای فولکلور و فیوژن دارد کار می کند. او به شدت یک نابغه است و یکی از لذت های تجربه من در کارگردانی هیدن این بود که توانستم با نوید دیوان بیشتر به کیفیت نمایش هیدن اضافه کنم. چون صدا یکی از عنصرهای مهم تئاتر هیدن بود به غیر از چشم های ریحانه رضی که خیلی به ما کمک کرد صدا هم یکی از مهم ترین عنصرها بود که به شدت خوشحال شدم در خدمت این جوان نابغه که سنی هم ندارد و متولد سال 1375 است بودم و توانستم در این نمایش کنارش باشم که البته کاندید نشدن و جایزه نگرفتن او در جشنواره فجر یک سوال بی جواب بود در ذهنم، همان طور که حمید رحیمی جایزه ای نگرفت که البته جایزه را ملاک بر خوب و بد بودن نمی بینم و آن را ملاک بر سلیقه هیات داوران می بینم که به سلیقه شان هم احترام می گذارم که خواسته خود من بود در این جشنواره حضور داشته باشم.

این را همیشه به دوستانم می گویم که وقتی در یک جشنواره حشور پیدا می کنیم یعنی به آن نگاه جشنواره و هیات داوران احترام بگذاریم و در اختتامیه هم هر اتفاقی که می افتد را با جان و دل می پذیریم ولی نوید دیوان برای من یک نابغه درجه یک است و به زودی زود همه ما خبرهای خوبی را درباره اش می شنویم.

با توجه به اجراهای هیدن قبل از جشنواره، آیا کارتان از نظر تمرین و تسلط گروه به کار راحت تر بود یا فرقی نداشت؟

بله؛ خب طبیعتا بعد از 190 شب اجرا این تسلط برای تیم بازیگران وجود دارد و اعتقاد داردم که بازیگر با ممارست و تمرین همراه با آگاهی که بداند چه کاری را دارد انجام می دهد موفق می شود.

حس تان به تئاتر و کارگردانی چیست؟

هرازگاهی بعضی از بازیگران روی صحنه حضور دارند ولی واقعیت این است که وقتی با آنها صحبت می کنی نه می دانند چرا حضور دارند، نه می دانند در چه ژانری دارند بازی می کنند و در چه شیوه اجرایی قرار گرفته اند و قرار است چه حرفی را انتقال دهند یا چه باری از نمایش را بر دوش آنهاست که واقعا وقتی برخی اوقات با یکسری گپ می زنم این قضیه به شدت آزرده خاطرم می کند که هرازگاهی یکسری آدم روی صحنه هستند که حتی نمی دانند چرا روی صحنه هستند؟ فقط یک دغدغه دیده شدن پشتش است که من به آنها پیشنهاد می دهم یا بلاگر شوند در اینستاگرام یا کارهای دیگری را دنبال کنند؛ قرار نیست همه بازیگر شوند. بازیگری برای خودش جهانی دارد که احتیاج به ممارست و تمرین و آگاهی دارد. به نظر من به شدت شغل و هنر قابل اهمیتی است و به همان اندازه که محترم و قابل اهمیت است ما هم باید محترم بشماریمش و طوری نشود که هرکه از راه برسد حس کند بازیگر است و می تواند روی صحنه حضور یابد؛ گرچه متاسفانه این اتفاق افتاده است.

برنامه بعدی تان در تئاتر چیست؟

طبیعتا برای نمایش بعدی ام به شدت خوشحالم و احساس می کنم که قرار است بدر آن نمایش از صفر خودم هم یاد بگیرم و هم تجربه کنم. جایزه نباید هیچ کارگردان و آرتیستی را تحت تاثیر قرار دهد. البته که تشویق عالی است اما برای همان شب و باید همه چیز برای هنرمند همان شب تمام شود و وقتی قرار است در پلاتو حضور پیدا کند بداند که خودش هم قرار است تجربه کسب کند و رو به جلو برود و بهترین خودش را در آن اثر ارائه دهد.

من همین الان بی صبرانه مشتاقم که تمریناتم را شروع کنم و فعلا در پروسه نگارش به سر می برم و قبل از نمایش خونه مادربزرگه قصد دارم نمایش مانستر را بازتولید کنم و اعتقاد دارم در پروسه کرونا و اتفاقاتی که افتاد حق مطلبی که باید برای مانستر در 90 شب ادا می شد، ادا نشد و دوست دارم طبق درخواست هایی که دارم این نمایش را باز روی صحنه ببرم و خدمت تماشاگران محترم مان باشم. مهم ترین اعتقادی که دارم برای هر کارگردانی این است که احساس می کنم کارگردان باید بهترین ورژن خود را در هر نمایش ارائه کند. مخاطب حق دارد بهترین کیفیت و بهترین اجرای بازیگر را ببیند. ما برای نگه داشتن تماشاگر در تئاتر باید بجنگیم که بهترین کیفیت را در این شرایط اقتصادی که درونش هستیم که مخاطب بخشی از سبد فرهنگی زندگی اش را به واسطه هزینه ای که می کند خرج می کند و به سمت تئاتر می آید طبیعتا ما هم باید بهترین خودمان را برای مخاطب ارائه دهیم که باز هم تماشاگر به سمت سالن های تئاتر بیاید. کاری نکنیم که تماشاگرهایی که در طول این سالیان سال عزیزان و بزرگان تئاتر توانستند آنها را جذب کنند یا دغدغه ای نسبت به تئاتر داشته باشند را از تئاتر فراری دهیم و گریزان شان کنیم به واسطه یک بیزینس و دلالی و کلاشی که این وسط قرار است شکل بگیرد. تئاتر به شدت جای مقدس و محترمی است و جایی است که تماشاگر قرار است اندیشه کند.

خب آقای سجاد افشاریان که چهره شناخته شده ای در تئاتر است تهیه کننده نمایش هیدن بودند؛ صحبتی در این باره اگر دارید بفرمایید.

تشکر می کنم از سجاد افشاریان تهیه کننده هیدن که در نمایش مانستر هم یار و یاور ما بود. چه بسا من همیشه به دوستان می گویم که سجاد افشاریان شبیه مرکز هنرهای نمایشی است و در سال کم کم 10 تا 15 نمایش تولیدی دارد و به جوان ها کمک می کند. خودش صاحب ایده است و کنارشان می ماند و هزینه می کند بدون هیچ چشمداشتی؛ او نه درصدی را می گیرد از گروه و نه پولی را برداشت می کند. حتی اگر شرایطش را داشته باشد یک هزینه ای را هم از جیب خودش برای گروه انجام می دهد. به شدت دغدغه تئاتر را دارد و دوست دارد تئاتر به سمت پویایی برود و به نظرم تمام بچه هایی که در یک درجه ای الان دارند کارگردانی می کنند و همه جوانانی که با او کار کردند همه یک شروعی را به او مدیون هستند و من هم اینجا از طریق این مصاحبه می خواهم از سجاد افشاریان تشکر کنم  و سپاسگزار باشم که به ما و گروه ما هم چه در مانستر و چه در هیدن به شدت کمک کرد و دلسوز و یار و یاور بود.

حرف پایانی؟

در حرف پایانی واقعا از همه تیمم از حمید رحیمی که روزهای بسیار سختی را گذراند در 15، 10 روز برای گوشش و باز تئاتر همچنان برایش مقدس بود که کنار ما ماند و زحمت کشید، از عطا عمرانی و تتک تک بازیگران گروهم، از همسرم ریحانه رضی که به شدت در هیدن یار و یاور بود به نظرم اگر او حضور نداشت هیدنی هم شکل نمی گرفت، از تهیه کننده محترمم سجاد افشاریان به شدت سپاسگزارم و آیت بی غم، نوید دیوان و تمام تیمی که کنار ما بودند. امیدوارم که تئاتر بتواند روز به روز به سمت کیفیت برود. متاسفانه در استانداردهای فنی به شدت ضعیف هستیم. بتوانیم خودمان را آپدیت کنیم چه در بحث سالن و چه در مبحث طراح ها و فقط با کلمات نمیشه و نمیتونم مواجه نشویم. از مرکز هنرهای نمایشی به طور جدی می خواهم که به شدت و عشق و غلاقه ای که ما داریم به مقوله تئاتر جدی تر نگاه کنند و بودجه ای را برای تئاتر یا حداقل برای کسانی که تئاتر را جدی دارند دنبال می کنند در نظر داشته باشند تا تئاتر پویا بماند و تاثیرگذاری خودش را از دست ندهد. هنرمندان ناامید نباشند نسبت به این مقوله.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *